24/09/2013
ماه آپریل است، در کنار یکی از سواحل دریای سیاه، باران می بارد و شهر کوچک همانند صحرا خالی بنظر می رسد.
درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام بر منبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند.
ناگهان یک مرد بسیار ثروتمند وارد شهر می شود.
او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.
صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت میدهد.
تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب پرداخت به فاحشه شهر که به او بدهکار بود میبرد.
او در این اوضاع خراب اقتصادی به اعتبار مزرعه دار «خدمتش» را انجام داده بود تا پولش را بعدا دریافت کند.
فاحشه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود، چون هنگامیکه مشتری خودش را یکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.
حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.
در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است.
ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با یک انتظار خوشبینانه ای به آینده نگاه می کنند.
April is on the shores of the Black Sea , it is raining and the little town looks totally deserted .
Just when they are all in debt to each of Mnbay lives on credit .
Suddenly, a rich tourist comes to town .
He enters the only hotel on the beach , the hotel offers 100 Euro note on the counter and choose to visit the hotel room and goes upstairs .
The hotel proprietor takes the 100 Euro and it goes away and pays his debt to the butcher .
The butcher takes the 100 Euro note and rushed to the pig farm and he pays his debts .
Farmer grab the 100 Euro note to pay his debt to the supplier of feed and fuel .
The supplier of feed and fuel to pay his debt to the town pr******te to pay 100 Euro note grab him he owed .
The worsening economic situation in the credit "services" had done to get his money back .
W***e hotel gets money grab because he owed to the owner of the hotel , when his client Nights hotel for the rooms he had rented and pays .
The hotel has a bill on the counter .
Meanwhile, wealthy tourists after inspecting the rooms , and takes his 100 Euro note back and says it does not like the rooms , and leaves town .
In this process, no one has the money .
However, not everyone in this town all my debts are paid their debts and look to the future with a optimistic expectation .